جستجو
Filters
Close

تاریخچه کهن چرم

در سال 1368 وقتی که آقای روح اله هادوی نیا در پاسخ به ندای درون خود که او را به دنیای اقتصاد فرامی خواند در یک اقدام بسیار خطیر ومتهورانه با تقدیم استعفاء و یک سال و نیم تلاش برای متقاعد کردن مدیران سازمان مربوطه که با استعفای ایشان موافقت نمی کردند بالاخره موفق شد از دنیای کارمندی خداحافظی کند. و این در حالی بود که 30 هزار تومان پس انداز داشت و 200 هزار تومان بدهی و این یعنی 170 هزار تومان کسر بودجه !!! 

برای کسی که تازه ازدواج کرده و در آپارتمان اجاره ای زندگی میکند این کار بسی غیر منطقی می نمود لذا از جانب دوستان و آشنایان و اطرافیان به شدت نهی می شد . اما او که در زمان کارمندی کار خرید و فروش کیف، مخصوصاً فروش کیف اداری به همکاران خود را تجربه کرده بود، توانایی های خویش را بسیار فراتر از محیط بسته کارمندی می دید و با اعتقاد و اعتماد به خداوند و ایمان به توانایی های بالقوه خویش وارد دنیای تجارت شد.

در ابتدا که کار خرید و فروش کیف را با سفارش دادن کیف به تولید کنندگان کیف آغاز نموده بود بزودی با مشکلات گوناگونی مواجه شد از جمله :

1- فرهنگ سنتی تولید کنندگان و عدم مشتری مداری 

2- مقیاس بسیار کوچک تولید کنندگان کیف چرم که توان تولید و جوابگویی به سفارش های زیاد را نداشتند 

3- تولید کنندگان توجهی به کیفیت محصولات چرمی نمی نمودند و ایشان هر چقدر تلاش کرد تا به آنان تفهیم کند که اگر مشتری یکبار کیف چرمی راکه خریده است عیب بکند، بار دیگر کیف چرمی ایرانی را نخواهد خرید. ولی فایده ای نداشت تا اینکه بالاخره و علیرغم میل باطنی خویش و بدون اینکه هرگونه تجربه ای در زمینه تولید کیف ، مخصوصاً کیف چرم داشته باشد. لاجرم اقدام به راه اندازی کارگاه تولید انواع کیف اداری نمود. که در ابتدا با دو مشکل بسیار بزرگ روبرو شد:

  • اولاً ابزار آلات و ماشین آلات تولید محصولات چرمی و کالاهای چرمی بسیار سنتی بود و تولید کیف های چرمی با کیفیت بالا بسیار مشکل بود
  • مشکل فرهنگ سنتی کارگران کیف سازی بود که با فرهنگ سنتی تربیت شده بودند و بزودی دریافت که تولید کالای با کیفیت و مخصوصاً کیف چرم با کیفیت در ایران کاری بس دشوار است . ولی او به یک چیز باور داشت و آن این بود که کار نشد ندارد و در همه حال خداوند تلاش مثبت هیچ انسانی را از بین نمی برد . این بود که تمامی مساعی خویش را به کار گرفت تا بر مشکلات غلبه کند.

در سال های اول بارها و بارها در زیر بار مشکلات آرزو کرد که ای کاش کارمند مانده بود. اما باور راسخ او به موفقیت باعث شد تا در مقابل مشکلات پایمردی کند و یکی پس از دیگری بر آن ها غلبه نماید.

به هر روی ابتدا نام «آذرین» را برای کارگاه تولیدی کیف خود برگزید و با توجه به اینکه رفته رفته علاوه بر کیف اداری، دیگر انواع کیف چرم و محصولات چرمی از قبیل کیف پول، کیف زنانه، کیف مردانه، جا کلیدی، کیف دسته چک، کیف کارت اعتباری، ست چرم زنانه، ست چرم مردانه، کیف مدارک چرم، کیف دستی چرم، کیف لپ تاپ چرم، کیف جیبی چرم و دیگر هدایای چرمی که به عنوان هدایای تبلیغاتی تولید می شد لذا تصمیم گرفت نام آذرین را به «صنایع چرمی کیفیران» تغییر دهد و از اتحادیه سراجان جواز تولید کیف دریافت نمود . رفته رفته کار گسترش پیدا کرد و بزودی معلوم شد که علاوه بر کارگاه تولیدی، جهت دسترسی مشتریان نیاز به یک دفتر فروش در مرکز شهر می باشد. در نتیجه یک واحد آپارتمان در خیابان منوچهری کوچه دکتر آقاجان از یک تولید کننده چرم خوش نام به نام آقای صالح نسب خریداری نمود. و بزودی دریافت که برای مطرح شدن در بازار باید صادرات محصولات چرمی ایران را در سرلوحه امور قرار دهد درنتیجه در سال 1373 در نمایشگاه اختصاصی ایران در کشور مالزی شرکت کرد و با ارائه انواع کیف چرم اداری، کیف لپ تاپ چرم، کیف چرم مجلس زنانه، کیف پول چرم مردانه، کیف پول زنانه، کیف مسافرتی چرم، کیف جیبی چرمی، کمربند چرمی مردانه، کمربند چرمی زنانه، ست چرمی مردانه، ست چرمی زنانه، کیف پاسپورت چرم، کیف مدارک چرم، کیف کارت اعتباری چرم و انواع هدایای چرمی و سایر محصولات و کالای چرمی اولین نمایشگاه خارج از کشور را تجربه نمود. تجربه ای که به نقطه عطف زندگی اش تبدیل شد. و دراینجا بود که پی برد چرا خداوند در قرآن کریم دستور داده است که در روی زمین به گردش بپردازید .

شرکت در اولین نمایشگاه خارج از کشور جهت صادرات کیف چرم ایران چندین دستاورد ارزشمند داشت که ماجرا را از زبان خود ایشان پیگیری بفرمائید.

1- با مشاهده انواع مدل کیف ایتالیایی در فروشگاه های لوکس کوالالمپور از جمله فروشگاه یوهان نزدیک هتل panpasific یک شوک بزرگی به من وارد شد و مدل کیف های زنانه و مردانه برندهای ایتالیایی به نظرم به قدری شیک و لوکس آمد که احساس کردم ما هرگز نمی توانیم چنین کیف های شیکی را تولید کنیم و ضمن اینکه ما برای کیف های چرم اصلاً بسته بندی نداشتیم چه رسد به اینکه بخواهیم با بسته بندی کیف های ایتالیایی رقابت بکنیم . تصمیم گرفتم وقتی به ایران برگشتم به طور کل کیف سازی و تولید کیف و خرید و فروش کیف را کنار بگذارم و تغییر شغل بدهم . شاید به نظر طنز بیاید . ما برای محصولات چرمی و کیف ها نه تنها کاتالوگ نداشتیم بلکه کارت ویزیت هم نداشتیم و جالبتر از همه اینکه به تُجاری که به غرفه ما جهت بازدید مراجعه می کردند و تقاضای کاتالوگ می کردند کارت ویزیت را به صورت کپی سیاه و سفید می دادیم که شماره فاکس هم نداشت و بقیه ماجرا که حتی قادر نبودیم یک جمله انگلیسی حرف بزنیم و.... توضیح : درآن زمان با برادر بزرگترم بودیم که اکنون سردفتر اسناد رسمی می باشد.

2- دریافتم که ورود به بازار جهانی نیازمند دانش بازاریابی و مدیریت می باشد .

3- بدون کسب دانش مدیریت امکان گسترش تولید و اداره نمودن کارگاه تولیدی امکان پذیر نمی باشد .

4 – نه تنها جهت ورود به بازار جهانی و صدور محصولات به خارج از کشور بلکه مدیریت کردن و بقای تجاری در بازار داخلی نیازمند هدف گذاری، برنامه ریزی، سازماندهی و ایجاد یک ساختار قوی سازمانی می باشد.

نتیجه و برکات سفر به مالزی چه بود؟

1-در اولین اقدام در کلاس زبان انگلیسی در مؤسسه کیش ثبت نام کردم و به مدت 5 ماه هر روز به جز پنج شنبه و جمعه روزی 5 ساعت که از ساعت 4 بعدازظهر تا 9 شب ادامه داشت شرکت کردم.

2- تصمیم گرفتم جهت کسب دانش بازاریابی و مدیریت وارد دانشگاه شوم و درنتیجه درسال 1374 درحالی که 15 نفر کارگر داشتم شروع به خواندن کنکور نمودم و در سال 1375 وارد دانشگاه تهران در رشته کارشناسی مدیریت بازرگانی قبول شدم و در ادامه در سال 1380 در کنکور کارشناسی ارشد در رشته‌ی مدیریت بازاریابی بین الملل در دانشگاه شهید بهشتی تهران قبول شدم و هم اکنون در حال تدوین پایان نامه‌ی دکتری حرفه‌ای مدیریت استراتژیک کسب و کار (DBA) در دانشگاه صنایع و معادن ایران می‌باشد.

3- پس از گذراندن چند ترم در دانشگاه و آشنایی با الفبای مدیریت بازاریابی به این نتیجه رسیدم که درادامه کسب و کار از هر چیزی مهم تر و واجب تر ثبت یک اسم تجاری می باشد.

جهت انتخاب اسم شروع کردم به لیست کردن اسامی در دفترچه یادداشتم ( من از سال 1375که وارد دانشگاه شدم دفترچه یادداشتی تهیه کردم که ته آن سیمی است و از هر طرف قابل استفاده است، در یک طرف اقدامات روزمره را یادداشت می کنم و در طرف دیگر ایده و اقدامات آینده را می نویسم که گاهی در یک سال 3 دفترچه می شود و هم اکنون هم آن ها را دارم و گاهی به عنوان تاریخ کاری مکتوب به آن ها مراجعه می کنم و مخصوصاً در مورد مطالبی که برای آینده پیش بینی کرده بودم و اکنون در همان آینده قراردارم آنرا با گذشته مقایسه می کنم ) به مدت شش ماه تمام به هر کس از مشتریان یا دوستان و هم دانشگاهیان که می رسیدم نظر آن ها را درمورد انتخاب یک اسم خوب و فراگیر و جذاب که مفهومی با مسمی تر از کیفیران داشته باشند که برای کلیه محصولات چرمی اعم از کیف، کفش و پوشاک چرم شود استفاده کرد و هیچ مشابهی نداشته باشد و درعین حال به خاطر اینکه هزینه زیادی برای تبلیغات نیاز نباشد ضروری می نماید که پسوند چرم داشته باشد.

بالاخره مرا به این نتیجه رهنمون ساخت که با توجه به قدرت دیرینه صنعت چرم در ایران نام برازنده برند «کهن چرم» که هم بیانگر قدرت صنعت چرم و هم قدمت تمدن کهن سرزمین کهن ایران می باشد راانتخاب به ثبت رساندم . جالب است بدانید که تمامی برندهایی که درصنعت چرم کیف و پوشاک چرمی فعالیت می کنند به عنوان برند تجاری ثبت شده نیستند، بدون شک یکی از کارهای خیلی خوبی که در کسب و کارم انجام دادم و مرا خیلی راضی می کند انتخاب نام کهن چرم برای فعالیت تجاری و تولیدی ام بوده است.

با گسترش فعالیت کسب و کار در حوزه داخلی و خارجی رفته رفته به این نتیجه رسیدم که برای تجارت در سطوح گسترده، مخصوصاً در سطح جهانی نیازمند تغییر وضعیت از هویت صنفی که با جواز سراجی از اتحادیه سراجان تهران دریافت کرده بودم که در قراردادها با سازمان هامرابه عنوان یک شخصیت حقیقی به حساب می آورند و ذهنشان بیشتر یک تولیدی کوچک تداعی می شد در حالی که در سال 1370 در کارگاه تولیدی که برای تولید کیف اداری راه اندازی کرده بود 15 نفرپرسنل مشغول تولید بودند که درآن زمان در صنف سراجان ( کیف سازان) علی الخصوص سراجان که کیف چرم تولید می کردند یک کارگاه بزرگ محسوب می شد چرا که درکارگاه های تولید ی کیف چرم معمولاً 5 نفر بیشتر شاغل نبودند البته اکنون نیز وضعیت به همین منوال است و در کارگاه های تولیدی کیف چرم مردانه یا کیف چرم زنانه و پوشاک چرم زنانه و مردانه مقدار کارگاه هایی که بیشتر از 10 نفر پرسنل داشته باشد به تعداد انگشتان یک دست نمی رسد و هنوز هم با تفکر و شیوه های تولید سنتی قدیم کار می کنند ومتأسفانه در صنف چرم زنانه و مردانه رشد در خور توجهی نمی بینید.

لذا جهت خروج از این وضعیت و ورود به عرصه های تجارت جهانی در اول سال 1383 اقدام به ثبت شرکت تحت نام شرکت کهن چرم پویا نمودم که اکنون مشتریان آنرا با شرکت کهن چرم می شناسد ( برند کهن چرم ) از آنجایکه اغلب انسان ها به جای اینکه از قدرت تفکر و خلاقیتی که خداوند به آن ها اعطا کرده بهره برداری کنند، متأسفانه اقدام به تقلید می نمایند که دراین رهگذر نه تنها خود بهره چندانی نمی برند و در آینده به جز شکست و سرشکستگی چیزی انتظارتان را نمی کشد و از طرفی در کوتاه مدت صدمات جبران ناپذیری را به برندهای معروف وارد می کنند که البته در دراز مدت این به نفع برندهای معتبر و پیشرو می باشد .

یکی از شگردهای متقلبین و سارقان تفکر برندهای خلاق استفاده کردن از پیشوندها و پسوندها می باشد که متأسفانه در مملکت بیش از هر جای دنیا می باشد و متأسفانه قوانین لازم و محکمی برای حفاظت از دسترنج انسان های خلاق وجود ندارد .البته به جهت اخلاقی بنده از ذکر نام آن ها معذورم اما شاید بیش از 50 واحد صنفی که اغلب متقلبانه خود را شرکت می نامند در صورتی که هیچ شماره ثبتی ندارند چه رسد به اینکه برند تجاری آن ها ثبت شده باشد. در مباحث برندینگ برای غلبه بر این مشکل و خلع سلاح کردن مقلدین نام های تجاری از شرکت کهن چرم تصمیم گرفته این واژه چرم را از انتهای برند کهن چرم حذف کنیم و از این به بعد فقط از نام «کهن» استفاده کنیم هر چند که بعد از مدت مدیدی که مشتریان عزیز کهن چرم با این اسم مأنوس شده اند ممکن است دچار کمی سردرگمی شوند ولی انشاءالله این امر را بر من می بخشند و رفته رفته با واژه «کهن » که بیانگر و تداعی کننده قدرت هنر چرم ایران سرزمین کهن می باشد، دوباره ارتباط تنگاتنگی برقرار نمایند.

به امید اینکه با حمایت های شما ایرانیان هنر دوست و هنر پرور هنر چرم ایران بنام ایران بانام برند«کهن» در عرصه صنعت چرم جهان بدرخشد و با تولید محصولات چرمی با کیفیت، در کیفیت و کلاس جهانی ،دین خودش را به ایران سربلند و با عظمت ادا نماید. و همه این ها میسر نخواهد شد مگر با عنایت خداوند و حمایت های شما از اهداف ارزش کهن برای ایرانیان و در سطح جهان .

لازم به ذکر می دانم که تخصص ویژه « کهن» در زمینه ارائه محصولات به عنوان هدایای چرمی، علی الخصوص هدایای تبلیغاتی چرمی به شرکت بوده است. بدون اغراق می گویم که هم اکنون علاوه بر سابقه 23 ساله ما در تولید کیف چرم و هدایای چرمی که هیچ برند فعال در این صنعت این سابقه را ندارد بلکه در زمینه سرویس دهی و تأمین هدایای چرمی مورد نیاز شرکت ها و سازمان ها و سمینارها و .....اعم از شرکت های خصوصی و شرکت های دولتی، قدرت سرویس دهی و تولید سفارشی به گرد برند کهن نمی رسند. به دنبال تقاضاها و تشویق های مکرر مشتریان ارجمند، کهن، مبنی برداشتن فروشگاه، در سال 1384 اقدام به راه اندازی یک فروشگاه در میدان ونک خیابان ونک در قسمت بیرونی مرکز خرید ونک نمودیم . که برای اولین بار وارد حوزه کفش چرم مردانه و کفش چرم زنانه نیز شدیم .

در این راستا تجربیات بسیار گرانبها و قیمتی و ارائه سرویس به مشتریان خرده فروشی و شناخت فرهنگ و علایق مشتریان ایرانی بدست آوردیم که بدون شک برای من از 8 سال تحصیل دردانشگاه نافع تر بود چرا که از آن برای تست دیدگاه ها و تئوری های آکادمیک بازاریابی استفاده می کردم و همواره بعداز اتمام ساعت کار در دفتر کارم، شخصاً به فروشگاه می رفتم و بادیدگاه های مشتریان آشنا می شدم و حتی اقدام به فروش به مشتریان می کردم تا از نزدیک رفتار آنان را بررسی کنیم و شاید کمی از موهبت های خداوند در حق من این بود که این فرصت را برای من ایجاد کرد تا بتوانم یک مقایسه بسیار واقعی در یک پژوهشگاه اختصاصی «فروشگاه کهن چرم»‌ بین مطالب آکادمیک بازاریابی با آنچه که در عمل اتفاق می افتاد بپردازم .

در آنجا بود که پی بردم بین تئوری و عمل فاصله بسیار است و در آنجا بودم به عین ملاحظه کردم که مطالبی که در دانشکده های مدیریت دانشگاه های ایران تدریس می شود چقدر ضعیف و خالی از هرگونه جنبه های کاربردی است . که البته این مسئله دلایل متعدد و گوناگونی دارد که یک دلیل آن این است که افرادی که به عنوان مدرس و استاد بازاریابی هرگز در عمرشان یک قوطی کبریت نیز نفروخته اند و هیچ کسب و کاری را اداره نکرده اند. حال چگونه می توانند متخصصینی را در زمینه بازاریابی و فروش تربیت کنند. نتیجه آن این می شود که فارغ التحصیل فوق لیسانس رشته بازاریابی حاضر است به عنوان پیک موتوری یا حداکثر به عنوان یک منشی یا کارمند ساده در یک شرکت کوچک استخدام شود و بعد از مدتی به دلیل عدم کارایی عذرش را بخواهند.

از آنجائیکه بنده در رشته کارشناسی ارشد مدیریت بازاریابی بین الملل تحصیل کرده ام همواره دوستان و آشنایان جهت دریافت راهنمایی و مشاوره نزد من آمدند و مرا به شدت تشویق می کردند که به صورت رسمی به امر مشاوره و بازاریابی و فروش به شرکت های ایرانی بپردازم که در این زمینه باید از برادر عزیز و سرور ارجمندم جناب آقای حاج آقای محمدی مدیر عامل شرکت آب حیات کرمان و اخوی بسیار بزرگوارشان آقای نصرآباد که زمانی قائم مقام رادیو جوان بودند و شخصاً مرا تشویق کردند که اولین مشاوره بازاریابی را به عنوان مشاور بازاریابی برای شرکت «brands» نمایندگی پوشاک برندز در ایران آغاز نمایم و ارتباطات من با مدیران مختلف واحدهای تولیدی و تجاری در مسیر ارائه مشاوره بازاریابی و فروش به آن ها ملاحظه کردم که بیشترین نیازمندی و نقطه ضعف شرکت های ایرانی در عدم مهارت های تکنیکی و روانشناختی فروشندگان آنهاست و از طرفی باید بگویم متأسفانه اکثر قریب به اتفاق کتاب های موجود در این زمینه که بیشتر ترجمه هستند و بعضی از نویسندگان داخلی که به عنوان مؤلف اندک کتابی در این زمینه به رشته تحریر در آورده اند و اگر نگوییم فاقد تجربه بلکه باید بگویم فاقد تجربه لازم و کافی در زمینه بازاریابی و فروش هستند لذا وظیفه خودم دیدم قبل از هرکاری یک کتاب در جهت ارتقای مهارت های تکنیکی و انسانی فروشندگان ایرانی که متناسب با فرهنگ مردم ایران باشد به رشته تحریر درآورم لذا شروع کردم به نوشتن کتاب روانشناسی فروش حرفه ای در بازار ایران که بیشتر مطالب و تکنیک های گفته شده در آن تجربه 23 سال خودم در امر بازاریابی و فروش بوده و یک کتاب کاملا کاربردی است.

کتاب روانشناسی فروش

می توانم بگویم این کتاب تقریباً منحصر به فرد است و در هیچ یک از دانشگاه های ایران برای دانشجویان مدیریت بازاریابی تدریس نمی شود و اکنون که این مطالب را می نویسم آذر ماه 1391 می باشد و کتاب مذکور به چاپ سوم رسیده است و از جانب مدیران و فروشندگان مورد استقبال واقع شده است و دلیل استقبال آن این است که در واقع این یک کتاب نیست این یک دل نوشته است. غرض ازاین توضیح نسبتاً طولانی این بود که بگویم چرا علیرغم موفقیت بسیاردر عرصه فروشگاه داری وخرده فروشی اقدام به جمع آوری فروشگاه کردم .

1- با توجه به استقبال مدیران شرکت های ایرانی از مشاوره بازاریابی و مسئول دائمی آن ها که اسم شرکت بازاریابی شما چیست من مجبور شدم با توجه به فرهنگ مشاوره گیرندگان یک مؤسسه را جهت امر مشاوره بازاریابی و فروش به ثبت برسانم که حاصل آن شد ثبت مؤسسه بازاریابی و فروش والاتدبیر در سال 1380 که هدفم از این کار تربیت رهبران استراتژیست بازاریابی و فروش در ایران و  دادن مشاوره و انتقال تجربیات مدیریتی و شخصی خودم به مدیران مملکتم می‌باشد.

2- ثبت شرکت بازاریابی و به طبع ایجاد تشکیلات مستقل و به دنبال آن شروع به مشاوره، تدریس و سخنرانی در سمینارها و مراکز آموزش اتاق بازرگانی ایران و سایر نهادها و شرکت های خصوصی به شدت مرا درگیر کرد.

3- تأمین فروشگاه برای یک شرکت که مسئول عمده فروشی به شرکت هامی باشد زمانی مقرون به صرفه است که حداقل 10 شعبه داشته باشد که بتواند هم در زمینه سلایق مشتریان به لحاظ تنوع رنگ و تنوع مدل و طراحی های جدید و از طرفی هم در زمینه کنترل هوشمند فروشگاه مستلزم یک سری امکانات نرم افزاری و سخت افزاری و نیروهای اداری لازم می باشد که این سازوکار برای یک شعبه امکان پذیر نمی باشد

4- از آنجائیکه همواره به دیدگاه الگوی انقلابی سرویس دهی به مشتری اعتقاد داشتم و همواره به دنبال نوآوری هم درزمینه تولید و هم در زمینه بازاریابی و ارائه سرویس مناسب به مشتریان بودم وازهمه مهم تر چون مباحث بازاریابی را تدریس می کنم و ازهمه مهم تر مشاور بازاریابی و فروش هستم و همیشه به دانشجویان و مدیران شرکت تأکید می کنم که عالم عمل باشند زیرا عالم بی عمل چون زنبور بی عسل می باشد که فقط می تواند نیش بزند لذا به طریق اولی خودم باید به این موارد بیشتر توجه کنم ولی چون در آن زمان این میسر نبود لذا مشکلات عدیده کنترل هوشمند را پدید می آورد . لذا در یک اقدام استراتژیک تصمیم به تعطیلی خرده فروشی نمودم تا تمامی زمینه های یک خدمات فراگیر در زمینه خرده فروشی و فروشگاه داری فراهم شود.

5- یکی از مشکلات عظیمی که با آن روبرو بودیم این بود که قبلاً در زمینه تولید کفش تخصصی نداشتیم در نتیجه مجبور بودیم کفش را از دیگران تهیه کنیم واز طرح تولید کنندگان کفش چرم نسبت به تولیدکنندگان کیف چرم بسیار سنتی تر فکر می کنند و سطح سواد کارگران و حتی مدیران و تولید کنندگان کفش چرم بسیار پایین تر از صنف سراج می باشد .لذا زمانیکه شرایط تولید کفش چرم زنانه و کفش چرم مردانه برای برند کهن فراهم بشود برای راه اندازی خرده فروشی صبر خواهیم کرد. البته انشاءالله آن زمان دور نخواهد بود .

6- جالب است بدانید برند کهن اولین برند در ایران و در صنعت چرم علی الخصوص کیف و کفش چرم بود که تابلوی پس از فروش پس گرفته می شود را در فروشگاه نصب کرد که باعث تعجب همگان گردیده بود و اکثر فروشندگان کیف و کفش چرم و حتی تولیدکنندگان رقیب در آشکار و پنهان ما را مذمت می کردند. در صورتی که نتیجه این مسئله برای من بسیار جالب و هیجان انگیز بود (اعتراف می کنم حتی خود من نیز فکر نمی کردم این قدر نتیجه مثبتی برای ما داشته باشد)حتی فروشندگان که تازه به ما پیوسته بودند مخالف این امر بودند و عنوان کردند که خریدار خانم می تواند کفش مجلسی را که خریده است در تالار پذیرایی یک شب بپوشد فردا پس می آورد بدون اینکه زیر کفش آسیب دیده باشد . ولی جواب من به آن ها این بود آیا واقعاً شما فکر می کنید خدای ناکرده مردم اینقدر بی شخصیت باشند ؟! حالا ممکن است یک در هزار کسی نیز چنین کاری بکند ولی همیشه معتقد بودم که (به خاطر یک نفر درب مسجد را نمی بندد )و به خاطر یک مشتری بدقلق نمی شود هزاران مشتری را دل آزرده و اذیت بکنیم.

اکنون که خرداد ماه ۱۳۹۴ می‌باشد با گذشت تقریبا سه سال از مطالبی که در بالا نوشته‌ام با مدیران شرکت به این نتیجه رسیده‌ایم نسبت به توسعه‌ی خرده فروشی از طریق واگذاری نمایندگی اقدام نماییم.